به نام خدا

توماس آستروک توانسته با خلق مجموعه ای صرفا سرگرم کننده ولی نه عمیق مخاطبانی زیادی از سراسر جهان جذب کند هرچند که هیچکس نمیتواند ار فرمول زدگی وتکراری شدن اتفاقات، آن هم به صورت مکرر چشم پوشی کند. و حالا برای بزرگ تر کردن دنیای میراکلس (همچون دنیای سینمایی مارول) با الهام از کمیک لیدی باگ دست به ساخت سینمایی زده که باوجود همان بیس تکراری عاشقانه خود ما را وارد روایت جدیدی می کند که کماکان جذاب است.

داستان انیمیشن ماجرای سفری اردو مانند اعضای مدرسه مارینت به نیویورک برای اتحاد هرچند بیشتر فرانسه با آمریکا است،هاک ماث متوجه معجزه آسایی در موزه نیویورک می شود و دردسر هایی برای قهرمانان آمریکایی و هم لیدی باگ و کت نوار به وجود می آورد.

داستان به خودی خود تکراری و نخ نما شده جلوه می کند،هرچند که تلاش های زیادی برای روایت جذاب آن شده ولی نمی تواند جلوی پیش بینی کردن زود هنگام وقایع آن را بگیرد، از همان شروع تا پایان انیمشین موقعیت های کمدی بسیار زیادی به وجود می آید که همگی می توانند به خودی خود خنده را از تماشاگر بگیرند ولی متاسفانه به کلی موقعیت های خنده دار انیمیشن صرفا حول عشق و عاشقی مارینت و آدرین می چرخد و خلاقیتی در آن برای شکل گیری موقعیت های جدید نمی بینید.

نداشتن خلاقیت در بیشتر سکانس احساس می شود مانند شباهت بیش از اندازه ابرقهرمان ها به آثار مارول که نمی توانیم جلوی اعتراض مان از عدم توانایی استودیو زگ برای خلق ابر قهرمان های جدید بگیریم.

(شباهت زیاد به سوپرمن و کاپیتان مارول حتی لوگو او مانند واندروومن است)


استودیو زگ سعی کرده بافت گرافیکی و همینطور نور پردازی بیشتری بر روی انیمیشن اعمال کند که کماکان حس می شود ولی تاثیر آنچنانی بر جلوه های بصری آن نمی گذارد. طراحی شهر نیویورک خوب کار شده ولی غنی و فوق العاده بنظر نمی رسد. بر روی موسیقی متن هم کار بیشتری شده ولی اصلا حماسی ظاهر نمی شود و در بعضی مواقع هم بی ربط بنظر می آید.

گوینده ها هم به حد علا نمی رسند ولی شما را راضی نگه می دارند بیشتر شخصیت ها تیپ گویندگی همیشگی خود را دارند و هیچ فرقی با سریال خود نکرده اند مانند هاک ماث که همان لحن تحدید آمیز و ابرخبیث خود را دارد. ولی در گویندگی مارینت کار بیشتری شده و می توانید عواطف جدیدی در لحن صدای بشنوید. (زبان انگلیسی)

در پایان هم انیمیشن به پیام داستانی خود مبنی بر نمایان کردن خود واقعی و بیان احساسات می رسد،ولی نمیتواند عمیق شود. چرا که مارینت هم چنان حس واقعی خود را به آدرین نمی گویند و در این عمر ناکام میماند چرا که استودیو زگ می خواهد فرمول همیشگی خود یعنی دست و پاچلفتگی و عشق مارینت برای سریال خود را نگه دارد. البته خورده زیادی نمی شود گرفت زیرا که هدف سرگرمی مخاطب تا آخر انیمیشن به لطف زمان کوتاه 1 ساعته بود که به این هدف هم میرسد. اما فقط مخاطبان سرسخت لیدی باگ را راضی نگه می دارد و اصلا و ابدا نمی تواند عامه مردم را تا آخر پای انیمیشن نگه دارد.

نمره 6 از 10

(کپی فقط با ذکر منبع)

منتقد:سینا درویشی