سلام دوستان عزیز!

گفتم شاید بهتر باشه یه مطلب جدید که ممکنه خیلی از وبلاگا بهش توجه نکنن رو براتون بنویسم تا علاقتون به این انیمیشن بیشتر از حد ممکنه خودش بشه!

همونجور که خوندید میخوایم یه سری از نقات قوت و یک سری هم نقات ضعف و همنطور که چه چیزهایی میتونست این کارتون رو جذاب تر کنه و چه چیزایی از جذابیتش داره کم میکنه رو بنویسم.

-یه خبر خوب دارم یه خبر بد...کدومو اول بگم؟

ما همیشه میگیم خبر خوب رو بگو که اونام از لج ماهم که شده خبر بده رو میگن پس منم از نقاط منفی شروع میکنم.


نقاط ضعف

1-کمبود طراحی شخصیتا و وسایل

*اگه وقتی که دارید این کارتونو میبینید به مردم پاریس نگاه کنید هیچ تفاوتی بین اونها نیست انگار که همشون خواهر و بردار همن

*اگه دقت هم کنید بیشتر مکانهایی که لیدی باگ در اونجا ها میدود(سقف های خانه ها)همشونبرای اپیزودای قبلی هستن و چی بشه ما یه صحنه جدید ببییم البته تو فصل سوم زیاد این موضوع رخ نداد.

*مارینت هم که چرخ خیاطیش یه علمی میخواد ما نداریم!

*رنگ و مدل تلفن های همراه به یه صورت و اگه صفحش بازشه ما تازه میفهمیم این گوشی واسه کی بوده!

*طراحی لباس ها زیاد چشم نواز و چشمگیر نیست.کلویی دختر شهردار پاریسه اما هر روزه خدا با یه لباس میاد مدرسه مارینت که خودش تو طراحی سر رشته داره همچین لباس ساده و بی زنتی داره.آدرین هم که مدله ما تنها تفاوتی که درش دیدیم یه کت شلوار قهوه ای بود که اصلا هم ازش راضی نبود و...

2-بهای کم به شخصیاتی دیگه مثل کت نوار

کویین بی

*تو قسمت رفلکتادال(دال در فارسی به معنای عروسک)یادمونه که آدرین به مستر باگ تبدیل شد و در مقابل مارینت به لیدی نوار که واقعا تو اون حالات واقعا جذاب بودن و ماینت فرصت پیدا کرد که اونم حس شوخ طبیعیش رو به کار بگیره تو اینجا دیدیم که مستر باگ واقعا در مونده شده و نمیدونه چیکار کنه (البته  لیدی نوار هم دست کمی ازش نداشت) به نظرم احمق نشون دادن اونها و یا سردرگمیشون چه لیدی نوار و چه مستر باگ زیاد کار جالبی نبود ولی درعوض باعث شد که اونا بفهمن که هدوشون نقش مهمی دارن اگر چی لیدی باگ بودن کمی دشواره.

*توی فصل سوم با پافشاری کووین بی برای گرفتن میراکلس زنبور روبه رو بودیم راستش این خواستن کمی از روی نیاز به اثبات خودش بود اما من اینجای قضیه رو نمیگیرم کووین بی از اول هویتش آشکار بود تو این همه بار بهش میراکلس رو دادی(اشاره به روز ابر قهرمانان که اوضاع خطرناک بود و لیدی باگ میتونست با دادن میراکلسا دیگه نتونه اونا رو بگردونه)بعد یهوو چطور شدی زدی به سی آخر گفتی الا و بلا من میراکلس بده نیستم؟

3-تو نیازی به همکار نداشتی

(نکته:این مطلب فقط برای فصل اوله تو دیگر فصلا لیدی باگ همکاری با کت نوار رو یاد میگیره)

*توی فصل های اول همیشه خدا کت نوار توسط آکوما شده ها به قولی از ره خارج میشد در واقع هیچ کمکی به لیدی باگ نمیکرد البته تحت کنترل گرفته شدن کت نوار توسط پاپتیر تقصیر لیدی باگ بود.

*در داستان لیدی باگ دارای قدرت های خیلی زیادیه:گرفتن آکوما،سوپر قدرتش و همینطور لاکی چارم(طلسم شانس)اما کت نوار فقط دارای یه قدرته ک اونم تخریب اشیاست ما هنوز نمیدونیم میتونه با اونم به خودش آسیب بزنه یا نه

4-برخی اقدامات بی فایده بودند

*مطئنا همه شما اپیزود کت بلنس رو دیدید واکنش همگی شما هم 100% این بوده:

-خیلی قسمت قشنگی بود

-من که اشکم در اومد کاش هویتاشون ولی کشف میشد

-بانیکس بیچااره مجبور شد

اگه بخوایم با دید سطحی به قسمت نگاه کنیم بله من به شخصه خودم اشکم در اومد و ناراحت شدم اما بعد از چند وقت تجزیه و تحلیل فهمیدم  واقعا کار بانیکس بی معنا بود!

*کت بلنس همیشه ممکنه اتفاق بیافته چون بلاخره هاک ماف هویتش رو آشکار میکنه آدرین بلاخره لیدی باگو میشناسه و کت نوار هم چیزی برای مخفی کردن از پدرش نخواهد داشت .

*پدر آدرین به هر حال کار شرم انگیز خودشو یعنی سو استفاده از پسرش رو انجام خواهد داد.

*همیشه به ما ها یاد دادن حالی که در پیش میگیریم آینده ی ما رو میسازه آینده قابل تغییره پس فاز بانیکس از تغییر گذشته چی بود اونکه بلاخره به ابر قهرمان تبدیل میشد من میتونم بگم کار بانیکس کمی غیر منطقی بود.

*اگرم یه نگاه دیگه در نظر بگیریم اون میتونست آیندشون باشه و بعد لیدی باگ گذشته میاد و دوباره اونو درست میکنه و اونا پیش هم خواهند بود.

5-بعضی قستها تکراری بودنش ببیننده رو بی میل میکنه

میراکلس

*همیشه ی خدا توماس آستروک برای دادن قسمتای میراکلس انقدر لفت میده که نگو بعد بعضی وقتا هم اون قسمت به طوری میشه که اصلا به میل بیننده هاش خوش نیست راستش آستروک باید بیشتر تو نوشتن داستان نظارت داشته باشه چون بعی وقتا اصلا دلچسب نیست.ما خیلی از قسمتا رو داریم که در سطح معمولین اما واقعا دیدن پنج یا شیش بارش حال آدمو جا میاره!!

6-غیر منطقی بودن

*شاید فکر کنید منظور از غیر منطقی بودن منظور ابر قدرت های اونهاست خوب راستش نه!

*تو خیلی از بخش های کارتون میبینیم که لیدی باگ و کت نوار در مقابل سوپر شرور هستن و اون سوپر شرورهم یه اسلحه گند گرفته به سمتشونو به سمتشون نشونه رفته اما این دوتا بنده خدا نزدیک پنج دقیقه با هم گفت و گو میکنن و اون سوپر شرور هم همینجوری عین قوقنوس واستاده تا که اینا حرفشون تموم شد تیر خلاصو بزنه که هیچ وقت هم به هدف نمیخوره!!

7-کمبود مناظر کم

*شاید شما هم توجه کرده باشید که مناظر و مکان ها در این انیمیشن خیلی کم هستن.

*ما موزه لوور(اون هم فقط بخشی از اونجا)،برج ایفل،مدرسه ویه چند تا قسمت از شهر که انگشت شمار هستن.

*ما هممون تو فیلم ها و داستان های متفاوت فضای عاشقانه رو زیر شکوفه های درخت گیلاس،برگ های پاییزی میدونیم ولی تو این کارتون انگار کمبود فصله و ما فقط یک فصل داریم.


نقاط قوت

1-ایده نو

*مطمئنا کسی به ذهنش نمیزد که موجوداتی توی فیلم ها به وجود بیان که آدما رو به ابر قهرمان تبدیل کنه و یا جواهرات باشن که ظرف پنج دقیقه میتونه تو رو از یه ابر قهرمان به انسان عادی تبدیل کنه.

*یه ایده نو مثل اینکه یه ابر قهرمان نمیتونه علاقشو نسبت به کسی که دوستش داره ابراز کنه چون حالت عادی خودش رو پایین میدونه.

*کفشدوزک ها نماد عشق هستند و همینطور شانس شاید این دلیل خوبی برای انتخاب مارینت به عنوان لیدی باگ باشه.

2-تغییر شکل های زیبا و اغلب خلاقانه

*کویین بی،کرپیس ،بانیکس و...همه و همه دارای تغییر شکل های زیبایی هستن(البته در این مورد از نظر شخصی بنده درباره ی تبدیل کت نوار و لیدی باگ کم لطفی شده).

*نکته قابل توجه این هست که بیشتر شخصیتای خوب تغییر شکل اونا از ماسک شروع میشه به نظر من این نوعی نماد اینه که هویتاشون در اویت هست.

*تغییر شکل شخصیتای بد از پا ها و نوعی از لباس شروع میشه تا به ماسک اونها میرسه.

3-موسیقی متن زیبا

*موسیقی متن روح فیلم است و مثل اینکه گروه توماس آستروک تونسته این روح رو زنده و یا به نوعی متولد کنه.

*موسیقی بسیار زیبای پیانو میراکلس که در اکثر سکانس های غمگین و عاشقانه اش میتونید بشنوید میتونه ذهن و روح هر کسی رو تسخیر کنه

*از نظر من بهترین ابزار موسیقی برای نواختن یک موسیقی برای یک فیلم عاشقانه پیانوست.

*زیباترین موسیقی از نظر من موسیقی قسمت فروزر هست که اوج و فرود آخرش بسیار زیباعه...


      4-حالا همه راحت میتونن تماشا کنن

*انیمیشن معجزه آسا در سال 2015 با استارت زدن فصل یکم تونست برای خود مخاطب جذب کنه.

*این انیمیشن به خاطر محتوای عاشقانه اش رتبه +13 دریافت کرد،اما این تمام ماجرا نبود.

*تو تمام فصل اول و دوم ما شاهد صحناتی بودیم که شاید زیاد برای قرار گرفتن در یک کارتون که همه اونو نگاه میکردن مناسب نبود

*خدا رو شکر در فصل سوم از این صحنات منزجر کننده به مقدار قابل توجهی حذف شد و باعث شد که دیگه همه اغلب اوقات و بعضی از اپیزود ها رو بتونن با خانواده تماشا کنن.

5-دوبله زیبای انیمیشن

*پس از موسیقی عامل تاثیر گذار در هر فیلم و انیمیشنی دوبله و حس پردازی خیلی خوب میباشد که اینان تونستند از پسش بربیان.

*هم در صدا پیشگان انگلیسی(مثل کریستینا وی)و در صدا پیشگی فرانسوی اون (توسط لو و لنی کیم)صدا گذاری و ارائه احساسات به صورت خیلی اعجاز آور و فوق العاده ای ارائه و کار شده.

*همه ی صداها مچ شده روی شخصیت ها هستند و انگار صداها متعلق به آنان است.

6-قرار دادن مکان های واقعی و تاریخی

*در میراکلس مکان های واقعی جذابی وجود داره که همشون در پاریس وجود دارن:برج ایفل،موزه لوور و...

*جالبه بودنید شخصی در پاریس وجود داره که فقط به زوج ها بستنی میده.

7-داستان

*در آخر به داستان میرسیم.داستان سر راست و قبل فهم است.

*داستان در مورد عشق است پس تمام پیوندهایی که بهش میخوره از عشقه.

*داستان شما رو با چالش میکشد که عاشقش بشید و این روند کش مکش را اونقدر ادامه میده تا گریتون در بیاد اما این بد نیست در واقع باعث میشه پایانش که ختم میشه به رسیدن آدرین و مارینت با شکوه و حماسی باشه...


ممنونم که خوندید...

نظر فراموش نشه

بعدا این مطلب بروز خواهد شد پس منتظر بمونید.